من که حالا مامان شدم خوشحالم

بیا اینم فال حافظ ما برای اومدن تو نی نی لوس که نیومده مارو کشتی .نی نی مگه نمیبینی ؟ به خاطر تو یه ماه هم بیشتره بین من و بابات شکر آبه . تازه وقتی روز تولدم اون پری ور پریده اومد و بابات دید غصه دار شدم شاکی شد و بهم حتی تبریک هم نگفت .

میبینی ؟

خدا جون تو که میبینی . نگو نه . میذونم که میبینی .

امروز صبح میخواستم سرم رو به دیوار بزنم . میخواستم بمیرم . اول مهر دونه دونه همکارام یه دست می  زدن رو شیکمم و با لبخند میگفتن مبارکه یا میگفتن خبری نیست؟ نمیدونم کی قبل از اینکه بیام مدرسه بهشون گفته بود که تو اومدی تو دلم . بعد یهو یکی از همکارا که هنوز تو باغ نبود انگار طلبکار باشه ، پرید توم که مگه نگفتم ٣ ماه دست نگه دار واسه چی حامله شدی . تو دلم گفتم آخه به تو چه بعد هم اگه هم حامله بودم الان ۵ ماه و ١٠ روزه . اما خندیدم و گفتم نگران نباش ، من هنوزم دست نگه داشتم .

دلم نمیخواد دیگه برم مدرسه .  

خدا جون من اینجام . چقد صدات بزنم ؟ چند تا قطره اشک بریزم ؟ چقد صدات کنم ؟ چه نذری بکنم ؟ چه جور باهات حرف بزنم؟ چه نذری بکنم ؟

نی نی جون با خدا نمیتونم قهر کنم اما با تو قهرم  . چون خیلی بی معرفتی . از همه بچه های این دنیا بی معرفت تر .

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱| ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت