من که حالا مامان شدم خوشحالم

خدایا شکرت ، شکرت به تعداد همه خوشحالی هایی که بهم دادی . یه حالی هستم که نگو ... تو عمرم اینقد شاد نبودم . خیلی شادم ؛ نمیدونم وقتی صدای قلب مهربونشو بشنوم ، وقتی شیکمم بیاد جولو ؛ وقتی لگد بزنه ؛ وقتی بیاد تو بقلم ؛ چقد میتونم خوشحال باشم . خدایا خیلی دوست دارم .

خدا جون یه خواهش که واسه تو کوچیکه و واسه من گنده ؛ خدا جون به همه منتظرا ، زود زود نی نی بده . آخه خیلی سخته دیر اومدن نی نی  . خداجون من واقعا ازت ممنونم . واسه تمام گریه هایی که کردم معذرت می خوام.

نی نی م رو که الان ٣-۴ میلیمتره به تو میسپرم . بهش سلامتی و تمام نعمتای خوبتو بده و به منم کمک کن تا مادر لایقی باشم و خوب تربیتش کنم .

راستی خدا جونم ، ببخش با اینهمه خورده فرمایشم . این بابای نی نی با اینکه کلی مهربون شده و از پیشم تکون نمیخوره و کمی تو کارا بهم کمک می کنه ، هی بهم می گه توهم زدی ، حالا جدی حامله ای . به نی نی هم میگه کره بز منم بهم بر میخوره .  خدا جون مهر نی‌نی رو قلمبه تو دلش بکار.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٩| ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت