من که حالا مامان شدم خوشحالم

امسال دقیقا مثل پارسال ، این پری خانوم تشریف نیاوردن .

 آخه پارسالم از هواپیما جا مونده بود و من با کلی امیدواری روز تولدم رفتم آز دادم که مشکوک بود و شبش پری جان تشریف آوردن و روی مبارک ما را تر نمودن . شوشو هم کلی شاکی شد و نه کادومو داد و نه کیک رو خورد و در و کوبید به هم و رفت خونه دوستش و من تا صبح گرییدم.

آخه  چند روز دیگه باید برم عروسی ، دلم باد کرده و تو لباسم جا نمیشه.پری هم کور خونده ، فکر کرده منو میزاره سر کار!!! عمرا، من که گول نمی خورم . فردا میرم یه لباس تنگ می خرم .

تازه اینبار هیچ حالتی هم ندارم ، نه دل درد ، نه اشتها ، ... احتمالا به خاطر رژیمه .

به نظرت برم سر کار یا نرم؟

راستی دیشب کلی جولوی شوشو رژه رفتم و لباس اتو کردم ، جارو کردم و هزار بار گرد گیری کردم تا بلاخره پاشد و لحافا رو جمع کرد . خدایی خیلی کاراش تمیزه .میخوام ببینین ، یه سانت تو این کمد جای اضافی نیست  . موندم چجوری با این نظم همه چیزو می چینه.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٦| ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت