من که حالا مامان شدم خوشحالم

یه کمد دیواری داریم که توش لاحاف تشکای مهمون رو چیدیم . کاملا فشرده ...

من زورم نمیرسه اینارو تنهایی توش بچینم .

چند روز بود مهمون داشتیم ، وقتی رفتن به شوشو گفتم بیا این لحاف ها رو جمع کنیم تا ملافه هاش کثیف نشه ، شوشو گفت باشه یه چایی بوخورم ...

یک روز هم گذشت و به احترام باربارا دی آنجلیس به شوشو هیچی نگفتم . بلاخره امروز گفتم میای کمکم کنی ؟ گفت این فیلمه تموم شه ؛ پا میشم ؛ میخوام موکت کفشم بردارم و حسابی تمیز کنم . تنهایی مرتب می کنم . اون سریال تموم شد و سریال بعدی و ....

یه هو از زبونم در رفت و گفتم خواهش می کنم پاشو اعصابم داره خورد میشه اینا این وسطه (آخه خونم ۶٠ متره )

دیدم شوشو گفت به خاطر اینکه نق زدی تا ٢ روز دیگه جمع نمی کنم . گفتم یعنی چی!!! گفت تا سه روز دیگه جمع نمیکنم ؛ اگه دوست داری ادامه بده .

به فکر فرو رفتم ... خـــــــــــــــــــــــــــــدا یا یعنی چون قر زدم نی نی به تعویق افتاد؟

به جز زبان فاسی تو بقیه زبان ها که من می دونم ، خدا با قواعد مذکر صدا زده میشه ، یعنی برای درخواست از خدا هم باید قواعد درخواست از شوشو رو رعایت کنم ؟!!!

خدا جون برات چای بریزم؟ سریالت کی تموم می شه؟ تو دلم بگم نی نی می خوام که بازم تو متوجه میشی ؛ چجوری ازت قایم کنم و بی تفاوت نشون بدم خودمو؟!!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩| ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت