من که حالا مامان شدم خوشحالم

نمیدونم ...

یکی اومده و لطف کرده و تمام بلاگمو خط به خط خونده ...

فکر کنم اگه به خودم 1000000 بدن خوصله نداشته باشم برگردم و بخونمش .

خوب بعد کلی دعوام کرده .

من شخصیتم رو تو بچه داشتن دیدم ؟؟؟

من آرزوم بچه داشتن بود . خوب خدا رو شکر بهش رسیدم . الانم این آرزو رو برای همه مامانهای آینده دارم که هرچه زود تر هدیشون رو از خدا بگیرن .

به نظرتون بلاگو ببندم ؟ رو نوشته ها پسورد بزارم ؟ دیگه ننویسم ؟

من نه جایی لینک شدم و نه آدرسمو به کسی دادم . واسه دل خودم مینویسم .البته امیدوارم که مامانهای آینده هم اگه میخونن بدونن که منم یه روز همون اخساسای بد رو داشتم و امروز به آرزوم رسیدم . بدونن که به زودی انتظار اونا هم تموم میشه . این کجاش بده ؟

خانومی که منو خرافاتی میدونی .من اگه میترسیدم کسی چشمم بزنه نمی اومدم اینجا بنویسم .  یه جا نوشتم از اون روزی که من سقت شده بود جنینم و همکارم باردار شده بود . همه داشتن بهش تبریک میگفتن و وقتی اومدم تو همه یه هو ساکت شدن . به نظرت چه اتفاقی افتاده بود . تجربشو داشتی ؟

تجربشو نداشتی وقتی بچه یکی رو بقل کنی همه شروع کنن از بدی ها و سختی های بچه داشتن برات بگن و هی الکی بهت بگن خوش به حالت راحتی ؟

نشده بهت دکتر و رمال و جادوگر و فالگیر و ... معرفی کنن ؟

نشده بری یه جا که همه دارن راجع به مسائل بچه هاشون حرف میزنن و یهو موضوع عوض بشه ؟

نمیدونم من چه توهینی کردم که اینقدر شما رو ناراحت کردم . خدا میدونه که دلم میخواسته یکی که حس بدی داره بیاد اینجا و بگه یکی دیگه هم همین احساسای مبهم رو داشت .یکی دیگه هم بود که نمیدونست قراره چی بشه و عاقبت به خیر شد .

من امروز خیلی از کارهایی که قبلا میکردم رو نمیتونم و وقت نمیکنم که انجام بدم . اما احساسم خیلی بهتره . آره شاید راست بگی . شاید من کمال شخصیتم رو به عنوان یه زن در مادر شدن میدونستم. شاید یکی دیگه اینجوری فکر نکنه . به هر حال آدما متفاوت فکر میکنن و مادر شدن هم خیلی دست خود آدم نیست . امیدوارم لطف خدا شامل حال همه کسایی که در انتظار مادر شدن هستن بشه

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٥| ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت