من که حالا مامان شدم خوشحالم

خدای مهربون من ، از ظهر کلی تو فکرم . من خیلی خوشحال و شکر گزارم واسه نعمتای قشنگی که بهم دادی اما ...

اما یکی از همکارام تو راه داشت وضعیتشو می گفت ، اینکه یه دونه فقط تخمدان تنبل داره و تنها راهش تخمک اهداییه اما این تخمک رو باید از کسی بگیره که ازدواج کرده باشه اما شوهر نداشته باشه و جوون هم باشه ... گفت می خواد اردیبهشت عمل کنه و به خدا اگه مانع نداشت حتما بعد از اینکه نی نی به امید خدا سالم به دنیا میومد کمکش می کردم.

خدای من ... خواهش میکنم هیچ کس رو منتظر نزار . خیلی دوستت دارم و خیلی ممنونم که نعمتات رو در حق من تموم کردی .

خدایا میگن دعای ما که بارداریم مستجاب می شه ، واسه این همکارم و زهرای گلم و هر کس دیگه ای که منتظره دارم دعا می کنم . تو که شاهدی.

خدایا منو هر روز لایق تر کن.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱۱| ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()

یه هفته از مدرسه رفتنم گذشت . با اینکه خیلی خسته و بی حوصله هستم اما همکارام خیلی هوامو دارن و واسه نی نی دلسوزن .

دیگه نمیدونم چی باید از خدا بخوام جز اینکه به همه منتظرا طعم این روزای قشنگو بچشونه و مواظب حبه نبات منم باشه که دیگه خیلی بهش دل بستم.

امسال به جز من ٩ نفر دیگه هم باردارن تو مدرسمون که دوتاشون تا آخر ماه زایمان میکنن و ١١ تا از همکارای همرشتمون تو دو تا ناحیه آموزش و پرورش یزد رفتن مرخصی بارداری و نمیدونم تو این وضعیت اگه خدا این لطفو در حقم نکرده بود چه حالی داشتم .

خدایا ، واسه همه چی ممنونم . واسه بهترین مامان دنیا و یه خواهر که بیشتر از هر چیزی برام عزیزه. یه خانواده که خیلی دوستم دارن. همسرم که بهترین بابای دنیا واسه نی نی گلومونه و یه خانواده خیلی خوب داره. شغلم هم که واقعا دوستش دارم و جزو شانسای خیلی بزرگ زندگیمه.

خدایا لیاقت همه نعمتاتو بهم بده و امتحانم نکن ....

بوس واسه خدا و بوس واسه نی نی گل منگلی.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٠| ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ| توسط نی نی دوست | نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت